من و تو
خوب یه مدت که اصلا وقت گیر نمی آوردم ولی میودم جواب کامنت ها رو می دادم که از دستم گله نکنید یه مدت هم بود هرچی رمزم رو میزدم بلاگفا قبول نمی کرد و میگفت اشتباهه خدا شکر الان درست شدش دیگه اما دانشگاه و شاهرود: شاهرود جای بدی نیست ، فعلا که داره بهم خوش میگذره و کم و کسری هم ندارم تازه یه خوبی هایی هم داره که باهاش حال میکنم مثلا" هوا ، هوای تمیز و سالم وخوب مسیرهای کوتاه شهری بدون ترافیک اعصاب خردکن و خسته کننده با کرایه های ارزون شاهرودی ها آدمای خوبی اند ، تازه ۶-۷-۸ آبان هم فرزاد فرزین،احسان علیخانی و علی صدوقی شاهرود برنامه داشتند دانشگاه هم حال و هوای خودش رو داره ، در ضمن یکی استادمو بد جوری توی کلاس ضایع کردم فکر کنم اونم حذفم کرد دیگه همین اینم سر در دانشگاه خب ، من امشب ساعت ۳-۴ دارم میرم شاهرود دوشنبه تا پنجشنبه رو نیستم برای همین هم ممکنه:
هر چی آرزوی خوبه مال تو شایدم بین این شعر و حرفا ربطی نبینید،ولی دوست دارم... آره،آقا دوست دارم بزارم وبلاگمه ، عشقم میکشه بزارم ای بابا،شعر به این قشنگی حیفه نزاری شبای قدر هم تموم شد. خوش به حال اونی که تونست ازش به بهترین صورت استفاده کنه. مرسی از اونایی که ما رو هم دعا کردند. اگه گفتین چی شـــــــــــــــــده ؟ نـــــــــــــــــــــــــــه،من باید درسمو ادامه بدم نــــــــــــــــــــه،من تسلیم نمیشم نـــه،من با مشکلاتم کنار میام راستی از همه انایی که برام دعا کردن هم خیلی ممنونم شـــــاید کم و زیاد داشته باشــــــــه ولی همتون رو دوست دارم *************************************************************** رفتم قنادی برای دوستایی که شیرینی میخوان شیرینی بگیرم که.... این کیک رو دیدم و اینو براتون گرفتم نوش جون سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ از پست درست یه سال گذشت ولی به خاطر این شبا دلم خواست دوباره بزارمش
تو خدا !!!! منم دعا کنید!!!!!!!!! الهی العفو..... العفو..... العفو..... العفو..... سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ این شب ها همه محتاجیم به دعا تو رو خدا منم دعا کنید این مطلب را برای آن دسته از دوستانم می نویسم که در این مبارک روزگار ، قصد پاک کردن و آلائیدن جسم وروح خود از گناهانی دارند که شاید پس از مهمانی سال قبل،تا به حا ل مرتکب شده اند. خداوند مهربان را هزاران بار شاکرم که به این بندگان خود آموخت خالقشان ارحم الراحمین است،اما ای کاش این شرف مخلوقات،بخشایش پروردگار خویش را پاس می داشت و سعی می کرد به گونه ای باشد تا کژروی ها عادت نشود وقج انجام گناهان نریزد. دوست مسلمان من،بیا و اراده کنم وتصمیم بگیر به گونه ای زندگی کنی که سال دیگر سراین سفره مبارک،شرمنده پروردگارت نباشی و به جای تمنای بخشایش،سپاسگزار این زائیده بی غایت خوبی ها باشی. خوبی هایت مستدام...آمین بهرام رادان بيکاري براي سمت آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره با اون مصاحبه کرد و تميز کردن زمينش رو به عنوان نمونه کار ديد و گفت: «شما استخدام شدين، آدرس ايميلتون رو بدين تا فرمهاي مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنين و همينطور تاريخي که بايد کار رو شروع کنين.. با تشکر از خانم رژيا پرهام -هان ون ميگهرن (Han Van Meegeren) -فرانك ويليام آباگنيل (Frank William Abagnale) -حسين.ك دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تو را ببيند. دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند. دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد. دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود. دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند. دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکند و منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني. دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود. دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند. روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب میکنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار میگذاریم و از او میخواهیم که وان را خالى کند. من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتر است. روانپزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر میدارد. شما میخواهید تختتان کنار پنجره باشد؟ اسامی مستعار: پرداخت صورتحساب میز: پول: بگو مگوها: موفقیت: ازدواج: روابط: بلوغ: دست خط: حمام: خواروبار: بیرون رفتن: گربه: آینه: تلفن: آدرس یابی: پذیرش اشتباه: فرزند: لباس شیک پوشیدن: شستن لباسها: عروسی: اسباب بازی: گل و گیاه: «از : «ما گیلاسیم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
راستی یه سری عکسای باحالم گذاشتم ، حتما ببینید
ادامه مطلب
![]()
، نتونم تند تند آپ کنم
![]()
![]()
هر چی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من
من مو حسرت با تو ما شدن
تویی و بدون من رها شدن
آخر غربت دنیاست مگه نه
اول دو راهی آشنا شدن
تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود
دل تو شکسته بودن همه ی قصه همین بود
می تونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویا
اما بیدارمو بی تو مثل تو تنهای تنها
هر چی آرزوی خوبه مال تو
هر چی که خاطره داری مال من
اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من ![]()
![]()
![]()

ولی خوب همون جایی که میخواستم نشد،حالا اشکالی هم نداره![]()




مرد جواب داد : «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!»
رئيس هيئت مديره گفت : «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين. و کسي که وجود خارجي نداره، شغل هم نميتونه داشته باشه.»
مرد در کمال نوميدي اونجا رو ترک کرد. نميدونست با تنها 10 دلاري که در جيبش داشت چه کار کنه. تصميم گرفت به سوپرمارکتي بره و يک صندوق 10 کيلويي گوجه فرنگي بخره. بعدخونه به خونه گشت و گوجه فرنگيها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمايه اش رو دو برابر کنه. اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهميد ميتونه به اين طريق زندگيش رو بگذرونه، و شروع کرد به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. در نتيجه پولش هر روز دو يا سه برابر ميشد. به زودي يه گاري خريد، بعد يه کاميون، و به زودي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت ...
پنج سال بعد، مرد ديگه يکي از بزرگترين خرده فروشان امريکا بود. شروع کرد تا براي آينده ي خانواده اش برنامه ربزي کنه، و تصميم گرفت بيمه ي عمر بگيره. به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب کرد. وقتي صحبت شون به نتيجه رسيد، نماينده بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من ايميل ندارم.»
نماينده بيمه با کنجکاوي پرسيد : «شما ايميل ندارين، ولي با اين حال تونستين يک امپراتوري در شغل خودتون به وجود بيارين. ميتونين فکر کنين به کجاها ميرسيدين اگه يه ايميل هم داشتين؟» مرد براي مدتي فکر کرد و گفت:
آره! احتمالاً ميشدم يه آبدارچي در شرکت مايکروسافت!
سلطان كلاهبرداران تاريخ، مردي كه برج ايفل را فروخت! ...........
![]()
نقاش و كپيكننده آثار هنري، باهوشترين و زبردستترين جاعل تابلوهاي نقاشي، مردي كه سر نازيهاي آلماني كلاه گذاشت ...........
صاحب كلكسيوني از انواع كلاهبرداريها، قاضي، خلبان، جراح و استاد دانشگاه! و كسي كه زندگياش ............
كلاهبردار وطني، مردي كه كاخ دادگستري را فروخت، حدود 70 سال پيش در شهريار ..........
ادامه مطلب
دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.
دوست واقعي زودتر به کمک تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند.
دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟
دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.
دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند.
دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود.

بعضی از مردان مانند هرکول پوآرو با سیبیل خوش تیپ میشوند. هیچ زنی وجود ندارد که با سبیل زیبا بنظر برسد.
اگر سارا، نازنین، عسل و رویا با هم بیرون بروند، همدیگر را سارا، نازنین، عسل و رویا صدا خواهند زند. اگر بابک، سامان، آرش و مهرداد با هم بیرون بروند، همدیگر را گودزیلا، بادام زمینی، تانکر و لاک پشت صدا خواهند زد.
وقتی صورتحساب را می آورند، با اینکه کلا ۱۵هزار تومان شده، بابک، سامان، آرش و مهرداد هر کدام ۱۰ هزار تومان روی میز میگذارند. وقتی دختران صورتحساب را دریافت میکنند، ماشین حسابهای جیبی خود را بیرون می آورند.
یک مرد ۲۰۰۰ هزار تومان برای یک جنس ۱۰۰۰ تومانی مورد نیازش می پردازد. یک زن ۱۰۰۰ تومان برای یک جنس ۲۰۰۰ تومانی که نیازی به آن ندارد می پردازد.
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان میزنند. هر چیزی که یک مرد بعد از آن بگوید، شروع یک بگو مگوی دیگر خواهد بود
آینده:
یـک زن تــا زمانیکه ازدواج نکرده نگران آینده است. یک مرد تا زمانیـکـه ازدواج نـــکرده هــــرگز نگران آینده نخواهد بود.
یــک مرد موفق کسی است که بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج میکند درآمد داشته باشد. یک زن موفق کسی است که بتواند چنین مردی را پیدا کند.
یک زن به امید اینکه شوهرش تغییر کند با او ازدواج میکند،ولی تغییر نمیکند. یک مــرد به این امید با همسرش ازدواجمیکند که تغییر نکند، ولی تغییر میکند.
اول از همه، یک مرد یک رابطه را یک رابطه بحساب نمی آورد. وقتی رابطه ای تمام میشود، زن شروع به گریه نموده و سفره دلش را برای دوستان دخترش میگشاید و نیز شعری با عنوان “همه مردها نادانند” می سراید. سپس به ادامه زندگیش میپردازد. مرد هنگام جدایی اندکی مشکلاتش بیشتر است. ۶ ماه پس از جدایی ساعت ۳ نیمه شب یک پنجشنبه، تلفن میزند و میگوید: “فقط میخواستم بدونی که زندگیمو از بین بردی، هیچوت نمی بخشمت، ازت متنفرم، تو یه دیوانه ای، ولی میخوام بدونی باز هم یه فرصتی برامون باقی مونده.” نام این کار تماس تلفنی “ازت متنفرم/عاشقتم” است که ۹۹ درصد مردان حداقل یک بار آنرا انجام میدهند. برخی کلاسهای مشاوره ای مخصوص مردان برای رها شدن از این نیاز تشکیل میشود که معمولا تاثیری در بر ندارند.
زنان بسیار سریعتر از مردان بالغ میشوند. اغلب دختران ۱۷ ساله میتوانند مانند یک انسان بالغ رفتار کنند. اغلب پسران ۱۷ ساله هنوز در عالم کودکانه بسر برده و رفتارهای ناپخته دارند. به همین دلیل است که اکثر دوستی های دوران دبیرستان به ندرت سرانجام پیدا میکنند.
فیلم کمدی:
فرض کنید چند زن و مرد در اتاقی نشته اند و ناگهان سریال نقطه چین شروع می شود. مردها فورا هیجان زده شده و شروع به خنده و همهمه میکنند، و حتی ممکن است ادای بامشاد را نیز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شکایت منتظر تمام شدنش میشوند.
مردها زیاد به دکوراسیون دست خطشان اهمیت نمیدهند. آنها از روش “خرچنگ غورباقه” استفاده میکنند. زنان از قلم های خوشبو و رنگارنگ استفاده کرده و به “ی” ها و “ن” ها قوس زیبایی میدهند. خواندن متنی که توسط یک زن نوشته شده، رنجی شاهانه است. حتی وقتی می خواهد ترکتان کند، در انتهای یادداشت یک شکلک در انتها آن میکشد.
یک مرد حداکثر ۶ قلم جنس در حمام خود دارد - مسواک، خمیر دندان، خمیر اصلاح، خود تراش، یک قالب صابون و یک حوله. در حمام متعلق به یک زن معمولی بطور متوسط ۴۳۷ قلم جنس وجود دارد. یک مرد قادر نخواهد بود اغلب این اقلام را شناسایی کند.
یک زن لیستی از جنسهای مورد نیازش را تهیه نموده و برای خریدن آنها به فروشگاه میرود. یک مرد آنقدر صبر میکند تا محتویات یخچال ته بکشد و سیب زمینی ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خرید میرود. او هر چیزی را که خوب بنظر برسر می خرد.
وقتی مردی میگوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی برای بیرون رفتن حاضر است. وقتی زنی میگوید که برای بیرون رفتن حاضر است، یعنی ۴ ساعت بعد وقتی آرایشش تمام شد، آماده خواهد بود.
زنان عاشق گربه هستند. مردان میگویند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بیرون پرتاب میکنند.
مردها خودبین و مغرور هستند، آنها خودشان را در آینه چک میکنند. زنان بامزه اند، آنها تصویر خود را در هر سطح صیقلی بازدید میکنند — آینه، قاشق، پنجره های فروشگاه، برشته کننده ها، سر طاس آقای زلفیان…
مردان تلفن را به عنوان یک وسیله ارتباطی برای ارسال پیامهای کوتاه و ضروری به دیگران در نظر میگیرند. یک زن و دوستش می توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسیدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت دیگر با هم شروع به صحبت کنند.
وقتی یک زن در حال رانندگی احساس میکند که راه را گم کرده، کنار یک فروشگاه توقف کرده و از کسی که وارد است آدرس صحیح را میپرسد. مردان این را به نشانه ضعف میدانند. آنها هرگز برای پرسیدن آدرس نمی ایستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان میچرخند و چیزهایی شبیه این میگویند: “فکر کنم یه راه بهتر پیدا کردم،” و “میدونم که باید همین نزدیکی باشه، اون مغازه طلا فروشی رو میشناسم.”
زنان بعضی اوقات قبول میکنند که اشتباه کردند. آخرین مردی که اشتباهش را پذیرفته ۲۵ قرن پیش از دنیا رفته است.
یک زن همه چیز را در مورد فرزندش می داند: قرارهای دکتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزدیک و صمیمی، قرارهای رمانتیک، غذاهای مورد علاقه، اسرار، آرزوها و رویاها. یک مرد بطور سربسته و مبهم فقط میداند برخی افراد کم سن و سال هم در خانه زندگی میکنند.
یک زن برای رفتن به خرید، آب دادن به گلهای باغچه، بیرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستی لباس شیک می پوشد. یک مرد فقط هنگام رفتن به عروسی و یا مراسم ترحیم لباس رسمی برتن میکند.
زنان هر چند روز یک بار لباسهایشان را میشویند. مردها تک تک لباس های موجود در کمد، حتی روپوش و اونیفرم جراحی هشت سال پیش خود را می پوشند و هنگامیکه لباس تمیزی باقی نماند، یک لباس کثیف بر تن نموده و کوه ایجاد شده از لباسهای چرک خود را با آژانس به خشک شویی منتقل میکنند.
هنگام یاد کردن از عروسی ها، زنان در مورد “مراسم جشن” صحبت میکنند، مردان درباره “میهمانی های دوران مجردی.”
دختران کوچک عاشق عروسک بازی هستند و وقتی به سن ۱۱ یا ۱۲ سالگی میرسند علاقه شان را از دست میدهند. مردان هیچگاه از فکر اسباب بازی رها نمیشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازی هایشان نیز گران قیمت تر و پیچیده تر میشوند. نمونه های از اسباب بازیهای مردان: تلویزیون های مینیاتوری و کوچک، تلفنهای اتومبیل، مخلوط کن و آب میوه گیری، اکولایزرهای گرافیکی، آدم آهنی های کنترلی، گیمهای ویدئویی، هر چیزی که روشن و خاموش شده، سر و صدا کند و حداقل برای کار کردن به شش باتری نیاز داشته باشد.
یک زن از شوهرش میخواهد وقتی مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب میدهد. زن پنج روز بعد به خانه ای پر از گلها و گیاهان پژمرده برمیگردد. کسی نمیداند چرا این اتفاق افتاده است
| Design By : Night Skin |



















